تبليغاتX
من همان کبوتر بهاریم
من همان کبوتر بهاریم
کاملا شخصی
مرده شور این زندگی و این جوونی اگه این جوونیه پس پیری چه گلی به سرم میزنه مثل اینکه نباشیم بهتره وقتی هیچکی به یادت نیست و هیچکی رو نداشته باشه میخوام این زندگی بره به درک

 

مرده شورت زندگی

.

.

مرده شورت زندگی


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

محمد ملکی

 

سلام محمد جان خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با رفتنت غم عالم رو به ماها هدیه دادی خیلی خوشحالی نه که اونقده قد کشیده بودی که بتونی راحت پروازکنی یادته باغ ارم چکارا که نکردی یادته سعدیه تو قهوه خونه رفتیم کنار حوض مهای ها نزدیک بود پرتم کنی تو حوض همه بستنی هام افتاد و ماهی ها با چه ولعی همه بستنی هامو خوردن و هی خندیدی و هی خندیدی اخرشم   نصف فالودتو برای هاهی ها انداخنی و نصف بقیش رو به من دادی و گفتی دختر عمه جون سال دیگه عید باز میایم همین جا اون وقت تو منو بنداز تو حوض یادته یادته میگفتی هر سال عید همین کارا رو میکنیم  یادته باغ ارم  رفتیم بالا اون درخته که شکوفه های بنفش داشت باغبانه از دور دیدمون اومد و وقتی  ئگله و شکایت کرد  تو گفتی اقا توهم زدی یادته با اون کفش پاشنه بلندی که پوشیده بودم چطور منو دوندی همه اینا یادته  پس چرا رفتی چرا من و امین و ابجی منتظر سال جدید و این بازی ها بودیم  چرا رفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خیلی باصفای محمد عزیز خیلی دلم برات تنگ شده پسر دایی

 

معذرت اگه بد نوشتم حالم بهتر شد درستش میکنم 


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

غروب روز جمعه بود نمیدونستم چکار کنم اومدم کامپیوتر

رو روشن کردم اولین کاری که کردم ترانه گذاشتن بود ،

دومین ترانه مربوط به پدر میشد جالب بود خواهر کوچیکم

اومد کنارم نشست بیشتر از سنش میفهمه از همین

کوچیکی درک بالایی داره یهو گفتش که چی میشد اول

برای مامان میخوندی بعدش برای بابا بهش گفتم چرا؟

گفت اخه ما بیشتر به مامان احتیاج داریم تا بابا ،مثل

جوجه کوچولوی من چون مامان نداره خیلی جیک جیک

میکنه و میره زیر بال و پر جوجه داداش محمد حالا اگه

مامانش پیشش بود میرفت زیر بال و پر مامانش اون وقت

این همه جیک جیک نمی کرداخرش دستشو بالا برد و

گفت خدا جون هیچ وقت مامانی رو ازمون نگیر........

(قربونت برم با این دعا کردنات خدا تو رو بیشتر قبول داره

ابجی گلم)

 

توی زندگی من مادرم فداکار ترینه مقدس ترین موجود

زندگی من مادرمه عاشق فداکاریهاش هستم عاشق

اعتقاداتش عاشق مریضیاش عاشق گریه هاش عاشق

نماز خوندناش عاشق نوازشاش عاشق دعواهاش

عاشق صمیمیتش عاشق درد و دلش عاشق ذره ذره

وجودش...

 

از خدا میخوام جون ناقابل منو زودتر از مادرم بگیر اخه این

دنیا بدون مادر ارزنی هم برای من ارزش نداره از خدا

ممنونم که این فرشته زمینی رو به من هدیه داده نعمت

بزرگیه کاش بشه قدرشو بدونیم

 

مامان خاک زیر پاتم حلالم کن..


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

به ساعت نگاه کردم مثل همیشه دقیق به راه همیشگی و یکسانش ادامه میداد رفتم بیرون غروب دلگیر بیشتر اعصابم رو خط خطی میکرد چادر و کیفم رو برداشتم رفتم بیرون تا شاید مسکنی برای روح خسته ام پیدا کنم اهسته قدم برمیداشتم که یهو سرم رو بالا بردم در کتابخونه منو به رفتن به داخل دعوت میکرد خنده ام گرفت انگار داشت برام قصه امروزش رو تعریف میکرد بیچاره رنگ و رویی نداشت و داد از بیتوجهی میزد لبخندی زدم و قدم به داخل محوطه گذاشتم کسی اونجا نبود رفتم جلوتر به کتابدار سلامی کردم اونم جواب گرمی داد و شروع به احوال پرسی کرد و گله از دیر به دیر اومدنم کرد منم در جواب لبخندی رو بهش هدیه کردم و رفتم تا شاید کتابی برای وقت همیشه خسته ام پیدا کنم اکثرا قدیمی بودن تقریبا 20دقیقه صرف دیدن کتابها شد که ناگهان کتابی از قفسه ها به روی زمین افتاد اون رو برداشتم تا عنوانش رو بخونم برای لحظه ای تمام بدنم خشک شد چه عنوان عجیبی نیمه ترسی تمام وجودم رو فراگرفت میخواستم کتاب رو بزارم سر جاش اما دستم این اجازه رو به من نداد منم دریغ نکردم و با خودم گفتم همیشه که نباید من کتاب رو انتخاب کنم بزار برای اولین بار کتاب منو انتخاب کنه کتاب رو برداشتم و محکم بغل کردم و با خودم زمزمه کردم، دوستی با عزرائیل

 


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت

خدای مهربونم من از این دنیا هیچی نمیخوام جز یه کوله بار عشق، اونم عشق به خودت . نمیدونم شاید خواهش بزرگی باشه اره من میخوام فقط عاشق تو باشم خدای هستی تمام هست و نیست، به من شجاعت بده تا فقط به تو عشق بورزم .گناه کارم میدونم می پذیرم همه اشتباهاتم رو برای همینه که فقط از تو میخوام کمکم کنی! چون میدونم جز تو هیچکی نیست که مدد رسونم باشه خدای خوبی ها ،من از اون خوبیت یه کوله بار میخوام کمکم کن! در خونه تو رو زدن اسون ترین کار برای منه، پس دریغ نکن . به اندازه همه خوبی هات قسمت میدم، کمکم کن! از این دنیا هیچی نمیخوام فقط کمکم کن! روحم پاک باشه کمکم کن! عاشقانه بپرستمت کمکم کن!!!!!!!!شکرت به خاطر همه داده ها و نداده هات شکرت..........


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
                           . . .

                            . .

                             .

                       بیخیال

 

 


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
سلام

با تموم سادگیم میخوام  به یه دوست بگم نرو بمون از اونایی که یه جورایی بازم  با من دوست شدن میخوام که به این دوست بگن نره بمونه

زهرا جون دوست گلم  ندیدمت ولی چهره زیبات تو قلبم حک شده خودت حکش کردی ....

فقط میخوام بگم نرو بمون میشه؟

منتظر اپ جدیدت هستم


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

سوغاتی عشق من،خود عشق بود

.

عشقی که هیچ وقت زندانی نمیشود

.

بلکه خود کلید رهایی ست

.


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

نمی دونم چرا چند وقته یه غم سنگین توی دلم جا خوش کرده دلیلشو نمیدونم ولی اینو میدونم که خیلی ازارم میده خفه ام میکنه کاش حداقل دلیلشو میدونستم گیجم ،احساس رفتن همه وجودمو گرفته بدم میاد از احساسی که ندونم دلیلش چیه سردرگمم نمیدونم چکار کنم این احساس حسابی کسلم کرده برنامه ریزی زندگیم بهم خورده کاش حداقل دلیلشو میدونستم ولی خوب میدونم هیچکی مسببش نیست ولی این غم سنگین چیکار داره با من؟ به خدا نمیخوام ،نمیخوام. انقده این احساس سنگینه که توان دردو دل کردنم ازم گرفته اصلا نمیدونم چی میخوام ؟این احساس همه اکسیژن اطرافمو از من گرفته دارم خفه میشم...............


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

سلام به همه

اون کسی که به نظر خودش خیلی شجاعه و کامنتای چرت رو پرت میزاره میخوام بهش بگم خیلی نامردو ترسویی اگر جراتشو داری اسم واقعی تو بزار این چرت و پرتا رو برای خودت بزار عقده ای من به خودم ایمان دارم حرفای تو برام اهمیتی نداره اینو گفتم خودتو زحمت ندی


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |

سلام خدایی که منو افریدی ولی من تو رو نشناختم سخته افریدگار من زندگی سخته خیلی سخت نا امید نیستم نمیخوام باشم ولی کم کم دارم کم میارم مدد میخوام میدونم کمکم میکنی همیشه دیدم دستتو تو همه جای زندگیم جاهایی که فکر میکردم خیلی تنهام بزرگی میدونم من کوچیکتر از اتمم کریمی میدونم من ناچیزم همیشه کرمتو دیدم من پست و حقیرم یادم میره تو هستی ولی تو همیشه با منی نزدیک، نزدیک نادونم صدات ضعیف شده چیزی نمی شنوم شایدم من کر شدم حنجرم نابود شده صدایی ندارم شرمنده هرچی که روز اول بهم دادی درست و سالم بود من نابودش کردم یه تیکه قلب تمیز و پاکی رو که بهم داده بودی یه جورایی مثل روز اولش نیست یه خوردش بند، بند شده احتیاج به شستشو داره بعضی جاهاشم خط برداشته چهری سفیدم سیاه شده رو سیاد اومدم جسمم رمق نداره تو به من اعتماد کردی من امانت دار خوبی نبودم نمیدونم وقتی نوبت گرفتن امانتت از این بنده ی حقیرت چیکار کنم خدا جون بچه بودم لمست میکردم خیلی راحت ولی الان دوری خیلی دور یا من تو خونه نیستم خونه دلم خیلی تنگه جاییی برای من نداره چشمام جایی رو نمیبینه تار ،تاره همه جان نمیدونم چی بگم این اون چشی نبود که بهم دادی شرمنده ،شرمنده خدا جون بازم تنها تو رو دارم وقتی شاد بودم تو رو یاد نکردم حالا که غم دارم اومدمودت گفتی تا غم نیاد سراغ بنده ام منو یاد نمیکنه الحق که خدایی و خدایی برازندته خدا جون بازم دستتو میخوام بین بنده هایی که افریدی کسی رو پیدا نکردم که با من همراه و همسفر بشه هرکی اومد کنارم ازم چیزی رو خواست

ندیدم کسی رو که دستمو بگیره تو دستش که همراه همدیگه باشیم خدا جون با من باش میدونم که میگی همیشه بودم خودت ندیدی شرمنده ام شرمنده یه جفت چشم زلال میخوام تا ببینمت فقط تو یاورم باش میدونم که هستی

شرمنده خدا شرمنده


نوشته شده توسط خــــاخا | لينك ثابت |
:: عناوين آخرين مطالب ارسالي
» .........................
» محمد عزیز
» م ا د ر=مادر
» دوستی با عزرائیل
» خدا میدونم مهربونی خیلی مهربون
» ب ی خ ی ا ل
»
» عشق
» نمیدونم................
»
» سلام خدا
» مینویسم چون هستم و می خوام باشم برای همیشه
»
» سلام و خداحافظ
» گریه کردم...
»
»
» قلب شکسته؟
»
» نمیدونم چم شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
» همیشه زود دیر میشه
»
»
»
» زمزمه هر روز من
» غم و سیاهی
» ادمک
»
» پر